-
8 میلیارد ندهید به AFC شکایت میکنیم
-
علی نعمتی گزینه جدید پرسپولیس
-
سمیعی: جذب ترابی اولین و آخرین اقدام باشگاه نیست
-
این همه تعهد را چه کسی باید گردن بگیرد؟
-
علینژاد: شش میلیون دلار در فیفا پول داریم
-
خطر بالقوه برای «یوزهــــا»
-
فتحاللهزاده: از دیدن حال استقلال غصه میخورم
-
سن فقط یک عدد است
-
رحمان رضایی بالاخره برکنار شد
-
پژمان جمشیدی، فوتبالیست و بازیگر ناموفقی است؟
-
شکست سنگین هوادار در روز خوب میزبانها
-
آغاز تعاملی سرمربی روس
-
از قرنطینه به سوی زمین تنیس
-
درباره وریای فوتبالیست بحث کنید
-
حکم سکوت
- عالی
- خوب
- متوسط
- ضعیف
بوی پول به شهرخودرو رسید
8 میلیارد ندهید به AFC شکایت میکنیم
حدود یک سال قبل بود که کادرفنی فعلی پرسپولیس یکجا از شهرخودرو جدا شدند و به پرسپولیس آمدند. یحیی گلمحمدی و چهار دستیارش حمید مطهری، داود فنایی، مظاهر رحیمپور و محمد عسگری چهار دستیار یحیی بودند که در قالب یک پکیج ویژه از مشهد به تهران آمدند و جای کالدرون و کادرش را در پرسپولیس گرفتند. آن زمان گفته شد محمدحسن انصاریفرد برای گرفتن رضایتنامه این کادرفنی از شهرخودرو تلاش زیادی کرده و در نهایت بعداً که این اتفاق با دادن چک به باشگاه مشهدی رخ داد، فوتبالیها در شوخیهای خود میگفتند حمیداوی مالک باشگاه مشهدی کادرفنی تیمش را یکجا به پرسپولیس فروخته و پول خوبی هم گرفته است. یک سال از حضور کادرفنی فعلی پرسپولیس در این باشگاه میگذرد و هنوز چکهایی که انصاریفرد کشیده و متعلق به باشگاه بود، پاس نشده است تا باشگاه مشهدی که مالک و شرکتش با مشکلات بزرگی مواجه شدند، دنبال نقد کردن این اوراق بهادار باشند. دیروز جواد طاریبخش سخنگوی باشگاه شهرخودرو در مصاحبهای گفت: «مسؤولان باشگاه پرسپولیس چندین بار قول دادند این بدهی را پرداخت کنند و کمیته وضعیت در دی ماه امسال حکم به پرداخت این مبلغ به باشگاه شهرخودرو را از طرف باشگاه پرسپولیس صادر کرد اما تاکنون این اتفاق رخ نداده و در صورتی که این مبلغ تا 48 ساعت دیگر پرداخت نشود، باشگاه مشهدی به AFC شکایت خواهد کرد. این مبلغ حق باشگاه شهر خودرو و مطالبه مردم استان خراسان است و باید به حساب باشگاه واریز شود و ما منتظر هستیم این اقدام از طرف باشگاه پرسپولیس صورت بگیرد.»
به نظر میرسد بعد از پرداختیهای اخیر پرسپولیس به بودیمیر، والنسیا و پرداخت ده درصد مطالبات بازیکنان و مربیان، بوی پول به باشگاه مشهدی خورده و آنها میخواهند به حقشان برسند.
یحیی بیخیال شهرخودرو نمیشود
علی نعمتی گزینه جدید پرسپولیس
یحیی گلمحمدی بیخیال شاگردان سابقش نمیشود و هر بار شایعه علاقه او به یکی از بازیکنانی که طی سالهای اخیر با آنها همکاری داشت به گوش میرسد. یحیی بعد از جذب ترابی حالا جذب یک مدافع میانی را به عنوان مهمترین هدف دنبال میکند و البته تا الان توفیقی در این خصوص نداشته است. حدود یک هفته پیش بود که رسانهها خبر دادند گلمحمدی به غیر از ایمان سلیمی مدافع سابق تراکتور دو گزینه دیگر هم دارد؛ یکی علیرضا ابراهیمی از گل گهر و دیگری فرشاد فرجی از شهرخوردو که البته این دومی در شروع فصل هم گزینه یحیی بود و حتی خودش گفت زمینهایش در شمال را میفروشد و رضایتنامهاش را خودش میگیرد اما خبری از او نشد. چند روز قبل خبر آمد ایمان سلیمی سر از سوئد در آورده و طبیعتاً یحیی قید او را زده است و البته دو بازیکن دیگر هم شرایط حضور در پرسپولیس را ندارند. گزینه فعلی کادر فنی پرسپولیس برای تقویت مرکز خط دفاع در زمستان اما علی نعمتی است. بازیکنی که همین دیروز 25 سالگی را پشت سر گذاشت و حالا با یک پیشنهاد ویژه مواجه شده است. مدافع عضلانی شهرخودرو در این تیم شاگرد یحیی بوده و اتفاقاً ارتباط بسیار خوبی با او و دستیاران یحیی دارد. نعمتی یکی از معدود بازیکنانی است که یحیی در اینستاگرام دنبالش میکند و غیر از ارتباط دوستانه، به خاطر سرعت بالایش اعتقاد ویژهای به این بازیکن دارد اما بعید است باشگاه شهرخودرو با شرایط متزلزلی که در جدول دارد رضایتنامه این بازیکن را برای پرسپولیس صادر کند. باشگاه مشهدی همین الان با پرسپولیس در چالش مالی بزرگی است ضمن اینکه نعمتی یکی از بازیکنان اصلی و ستونهای این تیم به حساب میآید و اگر رحمتی راضی به از دست دادن او شود باشگاهش برای رضایتنامه این بازیکن مبلغ گزافی تعیین خواهد کرد که از نظر پرسپولیس غیرمعقول به نظر برسد و قید جذب او را هم بزند.
سمیعی: جذب ترابی اولین و آخرین اقدام باشگاه نیست
یعد از جذب مهدی ترابی شایعه شد باشگاه برای برگرداندن ستاره فصل قبل خود پول زیادی خرج کرده و کانالهای هواداری رقبا به این مسأله پرداختند اما جعفر سمیعی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس در این خصوص توضیح داد: «شخصاً در فضای مجازی حضور ندارم اما تمام پیامهایی که هواداران در این فضا خطاب به بنده میدهند را پیگیری میکنم. ما متوجه شدیم که پرسپولیس به تقویت نفر به نفر، احتیاج فوری دارد. به همین خاطر مذاکراتی انجام دادیم و جذب ترابی را به عنوان یک پروژه مهم در دستور کار قرار دادیم. جذب این بازیکن، از جمله خواستههای مهم هواداران و کادرفنی بود. به همین خاطر سرعت انجام پروژه افزایش یافت و به لطف خدا توانستیم ترابی را بار دیگر سرخپوش کنیم. در این مسیر اتفاقات فراوانی رخ داد که مهمترین آن دوری از پرداخت ۱۵۰ هزار دلار یا حتی بیشتر از این رقم، بابت گرفتن رضایتنامه بود که با صبوری و استفاده از مشاورههای درست و مطالعات کامل، بهترین تصمیمات را اتخاذ کردیم.» نایب رئیس هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس گفت: «برخی اسیر جو در فضای مجازی شدند و به باشگاه فشار آوردند که با هر رقمی شده، ترابی را پرسپولیسی کنیم در حالی که ما تصمیم داشتیم از طریق منطقیترین راه ممکن، اقدام به جذب این بازیکن کنیم. در نهایت بدون دخالت افرادی که هیچ ارتباطی به باشگاه پرسپولیس یا باشگاه العربی نداشتند و با کمک همه اعضای هیأت مدیره و شخص ترابی، به همه اهدافمان در این زمینه رسیدیم. امیدواریم او مثل فصل گذشته مهرهای ارزشمند برای پرسپولیس باشد و بتواند در کنار ستارههای خستگیناپذیر و متعصبی که همین حالا در تیم داریم، عملکرد فوقالعادهای از خود به نمایش بگذارد.» سمیعی گفت: «کار کردن در باشگاه بزرگی مثل پرسپولیس که با احساسات میلیونها نفر سر و کار دارد، بسیار سخت اما دلپذیر است. زمانی که میبینیم بابت یک انتخاب درست یا یک تصمیم بهموقع، قلب میلیونها نفر آرامش میگیرد، خوشحال و مغرور میشویم. جذب مهدی ترابی یکی از اهداف ما بود و میبینیم که از وقتی پروژه بازگرداندن ترابی به پرسپولیس آغاز شده تا امروز هواداران با انرژی مثبتی در مورد این موضوع صحبت میکنند. البته جذب ترابی اولین یا آخرین اقدام باشگاه پرسپولیس نیست. تلاش میکنیم در ادامه نقل و انتقالات، شرایط بهتری برای تیم ایجاد کنیم.»
قرض روی قرض، تنها راه فرار از بحران پرسپولیس
این همه تعهد را چه کسی باید گردن بگیرد؟
گزارش
محمدقراگزلو
باشگاه پرسپولیس شنبه شب بخشی از مبلغ قرارداد بازیکنان و اعضای کادرفنی این تیم را به آنها پرداخت کرد. با این ده درصدی که به حساب اعضای تیم واریز شد، درصد پرداختی این فصل سرخها به عدد 20 رسید و با اینکه با بازه زمانی فعلی فصل متناسب نیست اما حداقل یک ماهی سر و صدای بازیکنان را میخواباند و آنها که در بازیهای اخیر به مشکلات مالی پرداخته بودند و اعتراضشان را در رختکن علنی کرده بودند تا یک ماه حرفی از پول نخواهند زد.
طبیعتاً پرداخت ده درصد مبلغ قرارداد بازیکنان و مربیان رقم بسیار سنگینی میشود که باشگاه پرسپولیس از عهده آن برآمد اما باشگاه طی هفته گذشته هم 300 هزار یورو از بدهی به بودیمیر را پرداخت هم طلب 78 هزار دلاری اینیگو والنسیا دستیار کالدرون را تسویه کرد و پرونده او را بست.
حالا سؤال اینجاست که باشگاه پرسپولیس در شرایطی که تمام راههای دریافت پول از کارگزار را به روی خود بسته میبیند و حتی تقاضای فسخ قرارداد با شرکت آتیه داده پرداز را کرده، این همه پول را از کجا آورده است؟
دیروز سمیعی مدیرعامل باشگاه پرسپولیس اعلام کرد برای شارژ کردن حساب بازیکنان برنامه داشتهاند اما سؤال اساسی اینجاست که این برنامه دقیقاً چه بوده و چه جزییاتی داشته است؟
طی دو هفته گذشته اعلام شده بود مجید صدری عضو تازهوارد هیأت مدیره که جای رسول پناه را گرفته، موفق شده منابع مالی تازهای به باشگاه تزریق کند و اصلاً به پشتوانه حضور او و ارتباطات اوست که سمیعی دنبال فسخ قرارداد با کارگزار فعلی و عقد قراردادی دیگر است اما به نظر میرسد این مبالغ کلان از هر جایی تهیه شده به خاطر بسته بودن راههای درآمدزایی باشگاه تنها تعهداتی تازه برای باشگاه پرسپولیس ایجاد کرده و بار سنگینی که این باشگاه به عنوان قرض روی دوش خود احساس میکند را سنگینتر کرده است.
پیش از این جعفر سمیعی موفق شده بود با قرض از نهادهای دولتی و نیمه دولتی طلب بازیکنان و مربیان از فصل قبل را تسویه کند و ده درصد مبالغ قرارداد آنها را هم بپردازد . حالا هم که مرحله بعدی پرداختیها صورت گرفته به نظر میرسد ماجرای قرض کردن و تعهدات باشگاه ادامه داشته و باشگاه با قرض موفق شده صدای اعتراض بازیکنان را آرام کند.
اینکه سمیعی و باشگاه در برهه فعلی موفق به مدیریت مقطعی بحران مالی تیم شدهاند، حرکتی امیدبخش و مثبت در عملکرد آنها به حساب میآید اما اگر قرار باشد با این روش تعهدات روی دوش باشگاه سنگینتر از قبل شود چه فایده؟
در باشگاه پرسپولیس انگار رسم شده که هر مدیری تنها به فکر رتق و فتق شرایط تیم و باشگاه در دوران مدیریت خودش باشد و به بعد از آن کاری نداشته باشد. به همین خاطر هم هست که هر مدیری میآید با هر بار پرداخت بدهیهای خارجی و داخلی میگوید این تعهدات مربوط به مدیران قبلی بوده و سوءمدیریت اسلاف خویش را به شکلی غیر مستقیم بارها و بارها جلوی چشممان میآورد.
جعفر سمیعی که از برنامههای پیش روی باشگاه به عنوان تحرکاتی نجاتبخش جهت عبور از بحرانهای مالی یاد میکند، باید یادش باشد که ایجاد تعهدات بیشتر و بیشتر کمکی به خوشنامی و موفق دانستن او در این عرصه دشوار نخواهد کرد و برعکس وجهه او را بعد از پایان دوران مدیریتش در این باشگاه خراب میکند.
سمیعی اصرار دارد بی سر و صدا کارها و اقداماتش را پیش ببرد و موفق شده اعتماد کادرفنی و بازیکنان را هم جلب کند اما باید از او پرسید برای برداشتن این تعهدات از روی باشگاه چه برنامهای دارد؟ آیا در سال منتهی به خصوصی سازی باشگاه، بالاتر رفتن رقم تعهدات باشگاه شرایط ورود سهام به بورس و فرابورس را دشوارتر و غیر ممکنتر نخواهد کرد؟ آیا شرکت یا فردی حقیقی حاضر میشود با این همه بدهی و قرض به این و آن سهام پرسپولیس را همراه با بدهیهای کلانش بخرد و زیر بار این همه تعهد برود؟
سهام سرخابیها واگذار شود قابل برگشت نیست
علینژاد: شش میلیون دلار در فیفا پول داریم
همچنان بحثهای زیادی پیرامون ورود دو تیم پرسپولیس و استقلال به بورس شنیده میشود. مهدی علینژاد معاون توسعه ورزش حرفهای و قهرمانی وزارت ورزش میگوید: «اگر واگذاری به بخش خصوصی انجام شود آنها طبق ساز و کار اختیار فروش را خواهند داشت. امروز حدود 710 میلیارد تومان سرمایه استقلال و 710 میلیارد تومان هم سرمایه پرسپولیس است که مربوط به ورزشگاهها است. بحث ارزش دو باشگاه و برند آنها هم خیلی بیشتر از اینها است. یکبار ارزشگذاری شده و این ارزشگذاری در حال بهروزرسانی است. اقدامات زیادی است که آنها را به فرابورس عرضه کنیم و جلسه پیشمعارفه دو باشگاه با مجموعه هیأت پذیرش هم برگزار شد. بحث افزایش سرمایه مهم بود یکی از این دو باشگاه یک میلیون تومان و دیگری 10 میلیون تومان کل سرمایهشان بود به همین خاطر دو ورزشگاه به نامشان شد.» او با اشاره به بدهیهای این دو باشگاه و اینکه فوتبال ما 6 میلیون دلار در فیفا پول دارد، سهم پرسپولیس دو میلیون و 800 هزار دلار و سهم استقلال 300 هزار دلار است اینطور میگوید: «تحریمهای ظالمانه و یکجانبه آمریکا آسیبهای جدی به کشور ما وارد کرد که از جمله آن اختلال در مبادلات بانکی بود. امروز در راستای تحریمها فیفا و AFC علیرغم اینکه علاقهمند هستند با ما همکاری کنند اما بانکها زیر بار این موضوع نمیروند. البته از مبلغی که در فیفا وجود دارد استفاده میشود. یک سال کار متوقف بود و خیلی از مشکلات مانند پرونده ویلموتس هم مربوط به این مسأله بود. ما این پول را در فیفا داشتیم اما فیفا حاضر نبود به شخص ثالث پرداخت کند. تقریباً از ابتدای سال 99 این مشکل حل شد و فیفا پولهای ما را به فرد ثالث پرداخت کرد اما کنفدراسیون فوتبال آسیا این را قبول نمیکند.
باید بین فدراسیون فوتبال ما و باشگاه مربوطه توافق شود اما این را فیفا پذیرفته و استقلال و پرسپولیس که به خاطر جامجهانی مبالغی داشتند بعضی از بدهیهایشان را از منابع فیفا دادند اما کنفدراسیون فوتبال آسیا قبول نمیکند که به شخص ثالث بدهد. در حال گفتوگو هستیم تا به این منابع دسترسی پیدا کنیم، امیدواریم با رفتن ترامپ بتوانیم دسترسی بانکی پیدا کنیم.» علینژاد در خصوص اینکه قرار است 15 درصد دو باشگاه را در بورس مردم بخرند و 85 درصد آنها باز هم دست دولت بماند عنوان کرد: «پرسپولیس حدود یک ماه جلوتر است چون سال مالی این باشگاه 30 خرداد است و استقلال 31 تیرماه. به همین خاطر پرسپولیس از نظر تعیین شرایط جلوتر است و امیدواریم امسال عرضه اولیه را انجام بدهیم. این 15 درصد عرضه اولیه است. برای ورود به فرابورس باید کشف قیمت شود و بعد 10 تا 15 درصد عرضه اولیه میشود تا مردم بتوانند حجم مشخصی را بخرند بعد که قیمت مشخص شد درصدهای بعدی را واگذار میکنند. بنای وزارت ورزش این است که حتی یک درصد در اختیار دولت نماند. باز هم تأکید میکنم میخواهیم 100درصد سهام را واگذار کنیم بخش حمایتی را در قالب لایحهای ارائه و به دولت دادیم که برای تمام باشگاههای خصوصی است. هفته پیش کمیته تخصصی کمیسیون اقتصادی دولت این لایحه را بررسی کرد و نهایی شد پس از آن به کمیسیون اصلی اقتصادی میرود بعد از تصمیمگیری به صحن دولت میرود و بعد از تصویب به مجلس برای تبدیل شدن به قانون میرود. هیچ تضمینی نیست سیاست واگذاری دو باشگاه در دولت بعدی ادامه داشته باشد.» او در خصوص پیشرفت بخشهای مختلف ورزشی ایران میگوید: «در دولتی که گذشت ورزش همگانی از 16 درصد به 51 درصد رسید که نشان میدهد روند با سرعتی را در پیش گرفتهایم. در ورزش قهرمانی زنان 34 مدال در مسابقات آسیایی اینچئون و جاکارتا گرفتیم در صورتی که از ابتدا تا پایان بازیهای آسیایی گوانگژو حدود 20 مدال داشتیم، اولین مدال المپیک را در ریو گرفتیم و در همه رشتهها دختران ما عملکرد خوبی داشتند.»
او با اشاره به کرسیهای بینالمللی میگوید: «در ورزش قهرمانی برای موفقیت مؤلفههای زیادی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها داشتن کرسیهای مؤثر بینالمللی است. امروز نزدیک به 300 کرسی بینالمللی داریم اما کرسیهای مؤثر آن بیشتر از 20، 30 تا نیست.» علینژاد درباره وضع برخی قوانین در کشتی میگوید: «در جودو یک تغییر قانون باعث شد یک دهه افت کنیم. اگر آن روز جلوی آن قانون را میگرفتیم روند رو به رشد جودو حفظ میشد یا در کشتی خیلی اوقات قوانینی وضع شد که مغایر با سبک ایرانیها بود. ضمن اینکه بحثهای داوری، توزیع مدالها یا ... وجود دارد که اگر حضور نداشته باشیم نمیتوانیم خوب کار کنیم.»
اگر ادامه دیدارهای انتخابی جام جهانی 2022 به صورت مجتمع در یک کشور برگزار شود
خطر بالقوه برای «یوزهــــا»
گزارش
وصال روحانی
یک تصمیم احتمالی و تازه میتواند سرنوشت ایران را در مرحله دوم پیکارهای انتخابی جام جهانی فوتبال 2022 در قاره آسیا تغییر بدهد. به نوشته روزنامه الریاضه عربستان و براساس گفتار یکی از مسئولان «AFC» ممکن است باقی مانده دیدارهای انتخابی فوق به صورت متمرکز و در یک کشور برگزار شود و اصل «میزبانی و میهمانی» که همواره جزء لاینفک این پیکارها بوده و در مرحله رفت مسابقات انتخابی 2022 نیز اعمال شد، نادیده گرفته شود. این کار برای مقابله با خطرات رواج کرونا صورت میپذیرد و مشابه آن برای پیکارهای فصل گذشته لیگ قهرمانان آسیا هم به اجرا درآمد و همه دیدارها به قطر منتقل شد و سیاست انتخابی «AFC» برای دوره 2021 این مسابقهها نیز هست.
اگر چنان چیزی به رقابتهای انتخابی جام جهانی 2022 هم بسط یابد، ایران یک منتضرر بزرگ خواهد بود، درست است که «یوزها» قدرت غلبه بر عراق و بحرین در زمین بیطرف را هم دارند اما دیدارها با این حریفان خطرساز در ورزشگاه ولو بدون تماشاگر آزادی تهران کجا و مسابقه با آنان در مکانهایی همچون قطر و امارات کجا؟
شایعات حاکی از آن بوده که برای دو دیدار سرنوشتساز 17 و 25 خردادماه 1400 ایران با بحرین و عراق احتمال حضور تعداد محدودی تماشاگر هم در استادیوم آزادی وجود دارد و شاید AFC اجازه بدهد که پنج تا 10 هزار تماشاگر پیرامون این دیدارها گرد آیند و یوزها را به سوی پیروزیهای حساس و مهمی که مورد نیاز مبرم آنها است، سوق بدهند. حتی اگر چنین نشود و استادیوم خالی خالی بماند، مسابقه در ورزشگاه ملی ما مقابل عراق و بحرین اطمینان و امنیتی را به ما میبخشد که امکان ندارد در سایر شهرها و کشورها یافت شود.
فرصت بازیابی نیست
طبق جدول تنظیمی رقابتها ایران ابتدا باید در
5 و 10 فروردین 1400 بازیهای برگشت عقبافتادهاش با هنگکنگ و کامبوج را برگزار کند که بازی با هنگکنگ در تهران و با کامبوج در خاک این حریف خواهد بود ولی بردهای صفر – 2 ما در زمین هنگکنگ و صفر -14 در تهران مقابل کامبوج در مرحله رفت مقدمه و نشانههایی روشن از توان بالقوه ما برای فتح دیدارهای برگشت (ولو با نتیجهای سبکتر مقابل کامبوج) هم به شمار میآید و کلید صعود یا پایه حذف احتمالی نه در این دو دیدار بلکه در دو بازی متوالی با بحرین و عراق خواهد بود. هر دوی این تیمها در خرداد 1398 در زمین خود تیم ملی ایران را مغلوب کردند ولی این امید وجود داشت و هنوز هم وجود دارد که در صورت برگزاری دیدارهای برگشت در تهران و حتی در غیاب تماشاگران ایرانی یوزها به امتیازات لازم نایل آیند و جبران مافات کرده و نه فقط یکی از دو تیم صعودکننده از گروه سوم آسیا باشند بلکه در نهایت سرگروه هم بشوند. عنوانی که فعلاً در اختیار عراق است. ایران حتی مقام دومی را هم در اختیار ندارد و این جایگاه متعلق به بحرین است و همین مسأله و فاصله زمانی کم بین دیدارهای باقی مانده که فرصت بازیابی و نقشهچینی درست را اندک میسازد و در صورت مجتمع شدن دیدارها در یک کشور بیطرف بیش از پیش در دستور کار قرار خواهد گرفت، خطری بالقوه و بزرگ برای یوزها است که اگر از حالا کاری برای مدیریت آن و حل مشکلات موجود صورت نپذیرد، میتواند بلای جان فوتبال ما شود و حذفی تلخ و سریع را دامنگیر ایران کند و افسوس ماندگار را برجای بگذارد.
هشدارهای مرحله رفت
این شاید نگاه خوشبینانه لازم به موضوع تلقی نشود، بخصوص که توان بالقوه فوتبال ما حتی در این روزهای سخت کرونایی و در شرایطی که فعالیتهای تیم ملی ما در یک سال و نیم اخیر بسیار محدود بوده، به غایت بالاتر از قدرت بحرین و عراق است و ایران گاه در روز متوسط خود نیز میتواند این حریفان را از پای درآورد اما حالا که هشدارهای صادر شده از سوی همین رقبا در دیدارهای رفت را شاهد بودهایم و تیم ملی در عصر پس از کارلوس کیروش و بخصوص در دوره مارک ویلموتس لغزشهای آشکاری داشته، عقل حکم میکند که در دوره زمامداری جانشین کروات این مرد بلژیکی (دراگان اسکوچیچ) هرچه سلاح و تدبیر داریم به کار گرفته شود تا با پرهیز از باختهای پر سر و صدا و تازه و با غلبه بر این رقبای پرمدعا به حق خود برسیم و راهی مرحله نهایی انتخابی جام جهانی قطر در قاره آسیا شویم و تکرار میکنیم که کلید این قضیه در حالت فعلی نیز که همچنان قرار است دیدارها طبق فرمول سابق انجام شود و هنوز نامهای رسمی دال بر تغییر فرمول برگزاری مسابقات به فدراسیون واصل نشده فتح دو دیدار حساس خرداد ماه مقابل بحرین و عراق است.
وریا بازیکن با معرفتی است و باید برگردد
فتحاللهزاده: از دیدن حال استقلال غصه میخورم
وریا کاپیتان استقلال است. او بچه با معرفتی است و شخصیت بالایی دارد. وقتی بازوبند را به بازیکنی میدهید یعنی او را رابط بین مربی و بازیکن قرار دادهاید. او حلقه اتصال میان بازیکنان و مربیان است
هرگاه استقلال در وضعیتی بغرنج قرار میگیرد رسانهها سراغ علی فتحاللهزاده میروند تا صحبتهای او را درباره شرایط این باشگاه جویا شوند. نه اینکه در زمان مدیریت او در استقلال هیچ مشکلی وجود نداشت اما به واقع فتحاللهزاده برای استقلالیها چیز دیگری است و همواره در مواقع بحرانی مورد توجه قرار میگیرد. روز گذشته نیز فتحاللهزاده به سبب مشکلاتی که در استقلال به وجود آمده روز پرکاری را پشت سرگذاشت. مدیرعامل سابق استقلال اما در عین حال تلاش دارد طوری حرف بزند که برای مدیران حاشیهای به وجود نیاید. حرفهای فتحاللهزاده نشان از عمق علاقه او به این باشگاه دارد. باشگاهی که به نظر میرسد دوباره در گردابی بزرگ گیر افتاده و مشخص نیست که چه سرنوشتی در انتظارش باشد.
آقای فتحاللهزاده استقلال با اینکه در صدر جدول است اما دوباره وارد بحران شده. دیروز هواداران مقابل باشگاه اعتراض کردند. این وضعیت در شرایطی که تیم نتایج خوبی گرفته خیلی عجیب و غیرمنتظره است.
همینطور است. وقتی تیمی در صدر جدول قرار دارد، انتظار است که حال و هوایش آرام باشد و حاشیهای ایجاد نشود اما همانطور که میبینید بعد از بازی با نساجی اتفاقاتی در استقلال رخ داده که همه را شگفتزده کرده است. این نشان میدهد مشکلاتی وجود دارد که باید هرچه زودتر رفع شود چون ادامه این ماجرا به استقلال لطمههای جبرانناپذیری وارد میکند. دلیل اینکه هواداران به وضعیت باشگاه اعتراض میکنند همین مسائل است. آنها نگران آینده تیم خود هستند و انتظار دارند همه شرایط لازم برای تیمشان فراهم باشد تا دوباره اتفاقات سالهای گذشته رخ ندهد و تیم قهرمانی را از دست ندهد. این انتظار زیادی نیست و مسئولان باید به آن توجه کنند.
از ظواهر پیدا است که میان مسئولان باشگاه استقلال و بازیکنان فاصله بسیار زیادی ایجاد شده است.
از صحبتهای بازیکنان این مسائل قابل فهم است. وقتی فکری از مدیرعامل تیمش قول میگیرد که بیشتر سر تمرین بیاید این خود نشاندهنده فاصله میان مدیران و بازیکنان است. نباید چنین فضایی وجود داشته باشد. زمانی که من باشگاه را مدیریت میکردم سعی میکردم هفتهای یک بار در تمرین حاضر شوم و با بازیکنان حرف میزدم. من فضا را باز میگذاشتم که اگر بازیکن صحبتی دارد رودررو با من انجام دهد. حتی اگر انتقادی هست مطرح کند. حضور یک مدیر در تمرین نباید فقط صرفاً به جهت فراهم کردن مسائل مالی باشد. این حضور میتواند از لحاظ روانی نیز روی تیم تأثیر بگذارد و نشان دهد که یک مدیر کنار بچهها است و با آنها همراه است. من دلیل این فاصله را درک نمیکنم. هرچه هست باید این فاصله زودتر از بین برود تا فضای امیدوارکنندهای پیش روی مجموعه قرار بگیرد.
ماجرای قرارداد وریا غفوری هم این روزها مسألهساز شده و حتی بحث او به کمیته اخلاق نیز کشیده شده است.
ببینید نباید چنین فضایی در باشگاه استقلال وجود داشته باشد که باشگاه در مقابل کاپیتانش درآید. این برای نخستین بار در تاریخ باشگاه است که من میبینم چنین فضایی میان باشگاه و کاپیتان خود به وجود آمده است. هر مسألهای هست باید درون خانواده حل شود. وریا پیشنهادی به باشگاه داده و باشگاه هم قبول کرده است. آیا مقصر این بازیکن است؟ همه بازیکنان دوست دارند دستمزد بالا بگیرند و این مدیر است که باید با بازیکن چانهزنی کند و به نفع باشگاه دستمزد را کاهش دهد. من وقتی این مسائل را میبینم غصه میخورم. دلم برای استقلال میسوزد که کارش به اینجا رسیده و چنین مسائلی در تیم باب شده است. مدیران استقلال باید این موضوع را در داخل باشگاه حل میکردند و اجازه نمیدادند مسأله به بیرون درز پیدا کند. شما شک نکنید وریا اگر واکنشی نشان داده به خاطر آگاهی از شکایت باشگاه بوده است. من کار او را تأیید نمیکنم اما باید حال و روز بازیکن را هم درک کرد.
اگر مدیرعامل استقلال بودید در چنین مواردی چگونه تصمیم میگرفتید؟
وریا کاپیتان استقلال است. او بچه با معرفتی است و شخصیت بالایی دارد. وقتی بازوبند را به بازیکنی میدهید یعنی او را رابط بین مربی و بازیکن قرار دادهاید. او حلقه اتصال میان بازیکنان و مربیان است. نباید این چنین با شخصیتش بازی شود. گفته شده از این بازیکن شکایت کردهاند که اگر اینطور باشد غمانگیز است. البته دیدم آقای مددی این موضوع را تکذیب کرد و خوشحال شدم اما به هر حال یک مدیر پای قرارداد با این بازیکن را امضا کرده است. آیا ما باید با کاپیتان تیم خودمان اینطور برخورد کنیم؟ من جای مدیران استقلال بودم وریا را به باشگاه دعوت میکردم و در محیطی کاملاً دوستانه به او شرایط را میگفتم و از او خواهش میکردم شرایط مالی باشگاه را درک کند و قراردادش را تغییر دهد. یا وریا میپذیرفت و یا نمیپذیرفت. من با روحیاتی که از وریا میشناسم مطمئنم اگر از مسیر درستی وارد میشدند میتوانستند به نتایج بهتری برسند. ضمن اینکه باید به مسأله دیگری هم اشاره کنم. الان قراردادی که وریا با استقلال منعقد کرده، به طور قانونی قابل اجرا است چون پای آن را مدیر باشگاه امضا کرده و ممهور به مهر باشگاه هم شده است. بنابراین این قرارداد باید اجرا شود.
سیدجلال حسینی: هنوز نتوانستم مرگ میناوند و انصاریان را باور کنم
سن فقط یک عدد است
راز محبوبیت کاپیتانهای سرخابی
رسول مجیدی @Rasoulmajidi
کاپیتانهای استقلال و پرسپولیس این هفته در کانون توجهات بودند. آنها ستارههای یکی دو فصل اخیر تیمشان هستند و البته بین هواداران پرشمار تیمشان محبوب.
سیدجلال حسینی که همین چند روز پیش تولدش بود و به دلیل فوت علی انصاریان و مهرداد میناوند نتوانست این روز را جشن بگیرد، حالا بیش از 39 سال سن دارد. به قول گزارشگران قدیمی، کوله باری است از تجربه و تبدیل شده به دلگرمی پرسپولیسیها در عقب زمین.
پرسپولیس در 4سال اخیر 4 قهرمانی پی درپی به دست آورده و بخش زیادی از این موفقیت را مرهون خط دفاعی خوبش است که هدایت آن در درون زمین با سیدجلال بوده. شاید اگر او در فصل ابتدایی حضور برانکو در ایران هم به پرسپولیس بازگشته بود، آنها همان سال اول هم اجازه نمیدادند تا استقلال خوزستان قهرمان شود و حالا 5 قهرمانی پشت سرهم داشتند.
سیدجلال این فصل و با توجه به رفتن شجاع خلیلزاده و مصدومیت انصاری وظیفه سنگینتری هم برعهده دارد که تا اینجا به خوبی از پسش برآمده. پرسپولیس در حال حاضر با 8 گل خورده بهترین خط دفاعی لیگ را دارد.
سیدجلال این هفته در تبریز یک گل سه امتیازی مهم زد. این اولین باری بود که او در یک فصل 2 بار گلزنی میکرد. جلال حسینی برخلاف مدافعان سالهای نه چندان دور پرسپولیس، در امر گلزنی خیلی آمار خوبی ندارد. او تا به حال 6 بار برای پرسپولیس در لیگ گل زده. در حالی که سپهر حیدری با 11 گل و مرحوم علی انصاریان با 20 گل در رتبههای اول و دوم مدافعین گلزن تاریخ پرسپولیس در لیگ هستند.
حسینی حالا در سن 39 سالگی انگار عطش بیشتری برای کمک به تیمش در فاز هجومی دارد و همین محبوبیت او را در بین هواداران بیشتر هم کرده.
در سوی دیگر وریا غفوری که در سالهای اخیر نشان داده بیرون از زمین هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد، این هفته دوباره سرتیتر خبرها بود. ابتدا در بازی جمعه شب استقلال برابر نساجی به نشانه اعتراض به تعویضش حاضر نشد روی نیمکت تیم بنشیند و سریع زمین را ترک کرد و بعد مشخص شد باشگاه استقلال از کاپیتانش به دلیل بالا بردن دستمزدش در ابتدای فصل به کمیته اخلاق شکایت کرده است! اتفاقی که احتمالاً فقط در فوتبال ایران شاهدش خواهیم بود.
ماجرا را لابد میدانید. بر اساس اسنادی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، وریا غفوری در زمان مدیریت سعادتمند قرارداد قبلی خود را فسخ کرده و قرارداد جدیدی به ارزش 14 میلیارد تومان برای 2 سال بسته است. این ماجرا شاید برای هرکدام از بازیکنان استقلال رخ داده بود، با موضعگیری منفی هواداران استقلال رو به رو میشد اما مرور توییتها و استوریهای روز گذشته در فضای مجازی نشان میداد که غفوری توانسته با شخصیتی که از خود در 2 سال گذشته نشان داده، تبدیل به مرد محبوب آبی دلان شود و حتی این ماجرا هم نتوانسته او را از چشم استقلالیها بیندازد. غفوری در حال حاضر تبدیل به شمایل استقلال شده.
حسینی و تارتار اصلیترین گزینههای ذوبآهن
رحمان رضایی بالاخره برکنار شد
گزارش
سمیرا شیرمردی @SamiraShirmard
برکناری رحمان رضایی از سرمربیگری ذوبآهن اتفاقی بود که پیش از این انتظارش میرفت. رحمان رضایی در شرایطی به عنوان سرمربی ذوبآهن اصفهان انتخاب شد که هیچ سابقه سرمربیگری در لیگ برتر نداشت و در لیگهای دسته پایینتر هم به تعداد انگشتان یک دست، سرمربیگری نکرده بود. همین سابقه هم باعث شد خیلیها نسبت به این انتخاب اعتراض کنند. ذوبآهن با سرمربیگری رضایی، بازیهای خوبی انجام میداد اما نتایج اصلاً خوب نبود. در ابتدا بحث اشتباهات داوری مطرح شد که البته به حق بود. این اشتباهات امتیازات مهمی از ذوبیها گرفت اما بعد از آن دیگر خبری از اشتباهات داوری نبود یا اگر هم بود به ندرت پیش میآمد و به ضرر سبزپوشان اصفهانی رقم میخورد. از آن به بعد بود که باشگاه ذوبآهن رسماً به رحمان رضایی اولتیماتوم داد و اعلام کرد از 5 بازی باقیمانده تا نیم فصل اول حداقل باید 11 امتیاز کسب کنند. کسب 11 امتیاز از 15 امتیاز باقیمانده سخت بود اما رضایی میدانست اگر غیر از این پیش بیاید، شرایط ذوبآهن سخت میشود و باز هم اتفاقات تلخ و فانوس به دست بودن، برایش تکرار خواهد شد. ذوبآهن بعد از این اولتیماتوم مقابل سایپا شکست خورد و 3 امتیاز مهم را از دست داد. با این شکست یعنی در 4 بازی باقیمانده باید حتماً پیروز میشد. بازی بعد هم برگزار شد و ذوب این بار مقابل نفت مسجدسلیمان به تساوی رضایت داد و 2 امتیاز مهم دیگر از دست رفت. بعد از این بازی، تصور میشد رحمان رضایی برکنار میشود اما به دلیل اینکه اشتباه داوری باعث شد گل درست ذوبآهن مردود اعلام شود، هیأت مدیره باشگاه اصفهانی ترجیح داد باز هم به این سرمربی جوان فرصت بدهد. به این ترتیب، ذوبآهن با روحیه و انگیزه بالا راهی قائمشهر شد تا مقابل نساجی به پیروزی برسد. شاگردان رحمان رضایی بعد از هفتهها، بالاخره موفق شدند اولین پیروزی خود در فصل بیستم را کسب کنند. برد مهمی که حالا میتوانست خیال رحمان را برای بازیهای بعدی راحت کند. البته این پیروزی در زمانی رخ داد که نساجی به تازگی دچار تغییر و تحول در کادرفنیاش شده بود و مجید جلالی هنوز شناخت چندانی از بازیکنانش نداشت. با این وجود، ذوبیها روحیه گرفتند و در تلاش بودند تا در دربی اصفهان هم به پیروزی برسند. هنوز یکی، 2 روز هم از برد مهم ذوبآهن مقابل نساجی نگذشته بود که مدیرعامل باشگاه اصفهانی تغییر کرد. جواد محمدی که از پیروزی ذوبآهن خیلی خوشحال بود بعد از مدتها دوری بالاخره جواب تماس رسانهها را داد و تقریباً با همه خبرگزاریها درباره این برد مصاحبه کرد. بعد از این مصاحبهها، خبر رسید محمدی از مدیرعاملی باشگاه ذوبآهن کنار گذاشته شد و جای او را مجتبی فریدونی گرفت. با این تغییرات، ذوبآهن آماده دربی اصفهان شد. با وجود اینکه ذوبیها انگیزه زیادی برای کسب پیروزی داشتند اما هیچ شباهتی به تیمی که به دنبال برد است، نداشتند. آنها حملات خوبی تدارک میدیدند اما در مقابل در خط دفاع ضعیف و شکننده بودند. همین مسأله هم باعث شد سپاهان 3 گل بزند و این بار هم ذوبآهن بازنده باشد. با این شکست، کاملاً مشخص بود کار برای رحمان رضایی تمام شده است. در نهایت دیروز وقتی جلسه هیأت مدیره باشگاه ذوبآهن برگزار شد، این اتفاق رخ داد و رحمان رضایی رسماً از هدایت سبزپوشان اصفهانی کنار گذاشته شد. حالا که رضایی کنار رفته، بحث سرمربی جدید ذوبیها به سوژه داغی تبدیل شده. قبلاً گفته میشد مسئولان باشگاه ذوبآهن با فرهاد مجیدی، وحید فاضلی و چند گزینه دیگر مذاکره کردند و حتی روی سرمربی شدن مهدی رجبزاده نظر دارند اما این گزینهها به زمان مدیرعاملی جواد محمدی برمیگردد و بدون شک با آمدن فریدونی، نظرات تغییر خواهد کرد. با توجه به این اتفاق، حالا گفته میشود حسین فرکی یکی از اصلیترین گزینههای سرمربیگری ذوبآهن است اما ظاهراً گزینههای اصلی مهدی تارتار و مجتبی حسینی هستند. حسینی اخیراً چند بار به شرایط نفت مسجدسلیمان معترض شده و اعلام کرده در صورتی که مشکلات مالی ادامه داشته باشد جدا میشود. تارتار هم به نظر میرسد به دلایلی به دنبال جدایی است. البته در بین این گزینهها ظاهراً شانس حسینی بیشتر است که باید دید در نهایت چه کسی جایگزین رحمان رضایی میشود.
بررسی یک تئوری علیه فوتبالیست بازیگر
پژمان جمشیدی، فوتبالیست و بازیگر ناموفقی است؟
سوژه
سپهر خرمی
شنبه شب همین هفته پژمان جمشیدی به طور ناخواستهای تبدیل شد به حاشیه اصلی جشنواره فجر. نشست خبری که قرار بود بازیگران فیلم سینمایی «خط فرضی» پاسخگوی سؤالات خبرنگاران باشند به یکباره حاشیه جای متن را گرفت.
ماجرا از این قرار بود که خبرنگاری مقابل پژمان جمشیدی ایستاد و سؤالش را اینگونه مطرح کرد: «آقای پژمان جمشیدی! شما که در این فوتبال به جایی نرسیدید، بهتر نبود برای دیده شدن راهی جز بازی در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی را انتخاب میکردید؟ راههای بهتری نبود؟» پیش از اینکه پاسخ پژمان جمشیدی نسبت به این ابهام چیست بهتر است سابقه فوتبالی و سینمایی بازیگر فعلی و فوتبالیست سابق را یک بار مرور کنیم:
حضور درخشان باشگاهی و کمفروغ ملی
پژمان جمشیدی را هواداران فوتبال با پیراهن سایپا، پرسپولیس و پاس به یاد دارند. او با درخشش در تیم سایپا که اتفاقاً اواخر دهه هفتاد یکی از تیمهای قدرتمند لیگ آزادگان بود چهره شد. به گفته خودش سریعترین گل تاریخ لیگ ایران را به عنوان یک بازیکن تعویضی با پیراهن سایپا وارد دروازه استقلال کرده. پژمان در سایپا آنقدر عملکرد خوبی داشت که چشمان علی پروین او را گرفت و راهی پرسپولیس شد. سال 79 او برای اولین بار پیراهن پرسپولیس را پوشید و در سال 80 نیز توانست اولین قهرمانی دراماتیک لیگ برتر را با سرخها جشن بگیرد؛ همان قهرمانی معروف که با پیروزی مقابل فجر شهید سپاسی در ورزشگاه آزادی در کنار شکست غیرمنتظره استقلال مقابل ملوان در انزلی رقم خورد. پژمان 5 فصل باثبات را در پرسپولیس پشت سر گذاشت و باوجود اینکه به او لقب «علی پروینی» داده بودند اما در تیم وینکو بگوویچ هم ماند تا در نهایت 5 سال پیراهن تیم محبوبش را بر تن کند ولی به خاطر خدمت سربازی در سال 84 راهی تیم پاس شد: «به خاطر سربازی از پرسپولیس جدا شدم چون بیشتر از 8 سال نمیتوانستم درسم را کش دهم. یادم میآید که فوتبال حرفهایتر شده بود و اولین دفعهای بود که من میخواستم یک پول خوب از پرسپولیس بگیرم، قرارداد داخلی هم امضا کرده بودم. مبلغ قراردادم هم 50 میلیون بود آن زمان این مبلغ کم نبود ولی در مقایسه با در آمد فوتبالیستهای الان قابل قیاس نیست. از آنجا به پاس رفتم. دنیزلی مربی ما بود و در جام باشگاههای آسیا حضور داشتیم. از لحاظ فوتبالی هم سال خوبی داشتیم و قهرمان لیگ شدیم. بعد از آن من در پاس افت کردم و از آنجا هم به استیل آذین رفتم.» پژمان بعد از دوران موفق در پاس تهران به استیل آذین رفت و بعد با پیشنهاد مجید جلالی راهی فولاد خوزستان شد. آخرین تصمیم او اما منجر شد به اشتباهترین تصمیم پژمان و او خیلی زود و در سال 1388 برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد. خودش میگوید همیشه دوست داشته برای تیمهای اصیل و ریشهدار بازی کند به همین خاطر پیشنهاد ابومسلم را پذیرفت اما انتخاب پرویز مظلومی به عنوان سرمربی باعث شد تا پژمان جمشیدی که حضوری ثابت در این تیم داشت به یکباره از لیست 18 نفره هم خط بخورد تا فقط در پارک به تمرین بپردازد! او با انتشار یک نامه احساسی و البته گلایه آمیز از ابومسلم و فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد تا کارنامه فوتبالی او خلاصه شود به حضور موفق 5 ساله در پرسپولیس، درخشش در پاس و حضور در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیا با مصطفی دنیزلی و همینطور حضور کوتاه در فولاد خوزستان، استیلآذین و ابومسلم.
او همچنین یکی از بازیکنان مورد علاقه میروسلاو بلاژویچ بود و پیرمرد کروات اعتقاد زیادی به این بازیکن در روزهای پایانی مربیگریاش در تیم ملی ایران داشت. هرچند پژمان فقط یک گل ملی در کارنامه دارد اما کمتر کسی است که نداند پژمان در ایامی که خداداد عزیزی و علیرضا منصوریان توسط بلاژ خط خوردند او به عنوان یکی از جوانهای بااستعداد آن دوره توانست نظر پیرمرد کروات و منضبط را جلب کند.
بیش از 25 فیلم سینمایی، تلویزیونی و تئاتر طی 7 سال
پژمان جمشیدی با بازی در سریال «پژمان» که برای شبکه سه ساخته شده بود به عنوان یک بازیگر تازهکار معرفی شد. او آنقدر در این سریال موفق ظاهر شد که پیشنهاد پشت پیشنهاد برای او رسید و به مرور راهی تئاتر و فیلمهای سینمایی شد. استمرار حضور پژمان جمشیدی در فیلمهای سینمایی و البته تئاتر باعث شد تا او ثابت کند برخلاف بسیاری از فوتبالیستها که حضور کوتاهی مقابل دوربین سینما و تلویزیون داشتند او قصد دارد با تلاش و استعدادی که دارد مسیر زندگی خود را تغییر دهد. بسیاری عقیده دارند پژمان جمشیدی ِبازیگر بسیار موفقتر از پژمان فوتبالیست است اما از این منظر هم میتوان نگاه کرد که پژمان، فوتبالیست قابل و موفقی بود که در حوزه دیگری چون بازیگری بیشتر تواناییهایش دیده شد. او طی 7 سال بیش از 25 فیلم سینمایی و تلویزیونی و تئاتر بازی کرده و اتفاقاً یکی از بازیگران پولساز ایران لقب گرفته است. در سال 97 و 98 دو فیلم تگزاس و لونه زنبور با بازی او در میان پرفروشترین فیلمهای سال قرار گرفتند. تگزاس 4/ 14 میلیارد و لونه زنبور 9 میلیارد تومان روی پرده فروش داشتند و دو فیلم با بازی جمشیدی به فروشی بالغ بر 5/ 23 میلیارد تومان رسید. در سال 96 هم جمشیدی فیلمهایی در اکران داشت که در میان پرفروشترین فیلمهای سال قرار گرفتند. فیلم 50 کیلو آلبالو با بازی او بیش از 5/ 13 میلیارد و خوب، بد، جلف اولین ساخته پیمان قاسمخانی به فروشی نزدیک به 5/ 16 میلیارد تومان دست پیدا کرد تا او با دو فیلم به مجموع 30 میلیارد تومانی دست پیدا کند.
تکرار تاریخ؛ دومین بیانصافی در حق پژمان
جشنواره سیوششم فیلم فجر؛ دقیقاً سه سال پیش در چنین روزی بود که دبیر جشنواره در جمع اصحاب رسانه نامزدهای بخشهای مختلف را براساس نظر هیأت داوران اعلام کرد. در بخش بهترین بازیگر مکمل مرد، وقتی ابراهیم داروغهزاده، نام پژمان جمشیدی را برای نقشآفرینی در فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به زبان آورد، عدهای از حاضران در سالن خندیدند و وقتی دوربین چهره ناراحت پژمان از این واکنشها را نشان داد مشخص بود که یک جای کار میلنگد. پژمان به عنوان یک بازیگر، نمایش قابل قبولی در فیلم سینمایی «سوءتفاهم» داشت اما به واسطه فوتبالیست بودنش مورد نقد جدی برخی سینماییها قرار گرفت که چرا یک «غریبه» را اینقدر بزرگ میکنید!؟ او اما آنقدر جنگید تا ثابت کند حضور موفق او در این فیلم سینمایی اتفاقی نبوده. هرچند نباید از این نکته غافل شد که پژمان جمشیدی فیلمهای با کیفیت پایین هم بازی کرده که صرفاً برای فروش گیشه بوده اما برآیند حضور، او را تبدیل به یکی از بازیگران مؤثر دهه نود کرده است. در پایان اما برگردیم به پاسخ پژمان جمشیدی به سؤال عجیب خبرنگار که او را «بازیگری دانسته بود که برای دیده شدن بازی میکند». یادمان نرفته که ابراهیم حاتمیکیا و هادی حجازیفر مقابل نقد برخی خبرنگارها در جشنوارههای سال پیش چطور برآشفته شدند و پاسخهای تند همراه با عصبانیت دادند؛ پژمان اما سعی کرد بدون عصبانیت که انگار دیگر چیزی برایش مهم نیست به یک جمله بسنده کند: «دنیا اصلاً آنطور که شما تصور میکنید برای من دیگر ارزشی ندارد که بخواهم برای در چشم بودن دست به هر کاری بزنم...» پژمان غریبهای بود که مقابل دوربین سالها است میدرخشد، اواخر دهه هفتاد تا اواسط دهه هشتاد مقابل دوربین و در زمین فوتبال؛ و حالا جلوی دوربین و در نقش یک بازیگر پولساز، مؤثر و موفق.
هفته سیزدهم لیگ یک
شکست سنگین هوادار در روز خوب میزبانها
سمیه مهدیپور
هفته سیزدهم لیگ یک دیروز در حالی پیگیری شد که بازی استقلال ملاثانی و چوکای تالش به دلیل بارش شدید باران لغو شد. در حالی که قرار بود استقلال ملاثانی و چوکای تالش از ساعت 14:30 در ورزشگاه تختی اهواز به مصاف هم بروند اما شرایط جوی ناگهانی باعث شد داور، فرمان لغو بازی را صادر کند. این اتفاق در حالی رخ داد که زمان ورود دو تیم به ورزشگاه، شرایط جوی آرام بود و حتی بازیکنان برای گرم کردن هم وارد زمین شدند اما حدود 20 دقیقه مانده به آغاز بازی به یک باره شاهد بارش شدید بارانی بودیم که اگر چند ساعت ادامه مییافت، همه ورزشگاه را سیل میبرد. داور بازی زمانی که شدت بارش را دید، فرمان لغو بازی را صادر کرد. جالب اینجاست که نیم ساعت بعد، شاهد بند آمدن باران بودیم. این تصمیم داور در حالی رخ داد که اعضای تیم میهمان اصرار به برگزاری بازی داشتند اما دیگر بازی لغو شد و قرار است امروز برگزار شود. در مهمترین بازی هفته، گلریحان البرز میزبان تیم صدرنشین هوادار بود. شاید خیلیها تصور میکردند هوادار به راحتی بتواند از تیم پایین جدولی گلریحان امتیاز بگیرد اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه شاگردان رضا عنایتی با نتیجه سنگینی بازی را واگذار کردند. در این بازی ابتدا بابک لطیفی در دقیقه 24 گل اول بازی را برای تیم کرجی زد. بعد از آن تلاش هوادار برای جبران ادامه داشت که در دقیقه 81 بالاخره موفق شدند توسط محمدجواد محمدی گل بزنند اما در حالی که تصور میشد بازی با تساوی به پایان برسد، امید جهانبخش در دقیقه 89 و 4+90 توانست 2 گل برای میزبان بزند تا هوادار مقابل گلریحان با نتیجه 3 بر یک شکست بخورد. البته هوادار با این شکست هم صدر را از دست نداد اما مس کرمان حالا همامتیازش شده، چراکه مسیها در بازی مقابل ملوان توانستند به برد مهمی برسند. در این بازی سلمان بحرانی در دقیقه 36 گل زد و البته در دقیقه 76 اخراج شد اما در نهایت شاگردان رضا مهاجری به 3 امتیاز مهم بازی رسیدند تا 24 امتیازی شوند. استقلال خوزستان دیگر تیم مدعی صعود، این هفته هم نتوانست به پیروزی برسد و به تساوی مقابل فجرسپاسی شیراز رضایت داد. البته گرفتن امتیاز از فجر در شیراز سخت است اما همین تساوی باعث شد شاگردان امیر خلیفهاصل که در هفتههای ابتدایی صدرنشین بودند، حالا به رده ششم جدول سقوط کنند. پارس جنوبی جم هم شرایطی مثل استقلال خوزستان دارد. آنها در هفتههای ابتدایی خیلی خوب کار کردند و امتیازات مهمی به دست آوردند اما در هفتههای اخیر ناکام بودند. پارسیها این هفته هم مقابل بادران شکست خوردند تا شرایطشان بدتر از همیشه شود و به رده هفتم جدول سقوط کنند. البته این بازی، اگرچه برای شاگردان محمد نصرتی تلخ بود اما باعث شد بادران 22 امتیازی شود و به رده سوم جدول برسد. حالا شاگردان محسن عاشوری هم به جمع مدعیان رسیدهاند. شهرداری آستارا این هفته بازی عجیبی را تجربه کرد. این تیم در دقیقه 41 به خاطر یک گل به خودی که یاسین سزاوار زد، از رایکا عقب افتاد اما بعد از آن تلاش کرد و توانست 2 گل بزند تا برنده میدان لقب بگیرد. آرش افشین در دقیقه 55 و محمدابراهیم رضازاده در دقیقه 60 گلهای تیم رده پنجمی پایان رافت را زدند. خوشهطلایی ساوه که شروع خوبی در این فصل نداشت این هفته موفق شد قشقایی شیراز را شکست دهد. تک گل میزبان را کامبیر دهقانی در دقیقه 41 وارد دروازه قشقایی کرد. نود ارومیه هم که مثل خوشهطلایی، در هفتههای ابتدایی نتوانست کاری از پیش ببرد، در ادامه روند صعودی خود موفق شد این هفته از سد آرمانگهر سیرجان بگذرد. برای نود ارومیه محمد زینالی در دقیقه 66 گل زد. آخرین بازی این هفته را هم شاهین بوشهر و خیبر خرمآباد برگزار کردند. جایی که عبدالله ویسی باید مقابل تیم سابق خود قرار میگرفت. این بازی جذابیتهای زیادی داشت اما در نهایت با تساوی بدون گل به پایان رسید.
خوشهطلایی ساوه یک....................................................................................... قشقایی شیراز صفر
مس کرمان یک ............................................................................................................ ملوان صفر
نود ارومیه یک............................................................................................ آرمانگهر سیرجان صفر
شهرداری آستارا 2....................................................................................................... رایکا بابل یک
گلریحان البرز 3.................................................................................................... هوادار تهران یک
فجرسپاسی شیراز صفر................................................................................. استقلال خوزستان صفر
بادران تهران یک........................................................................................... پارس جنوبی جم صفر
شاهین بوشهر صفر............................................................................................. خیبر خرمآباد صفر
استقلال ملاثانی.................................................................................. چوکای تالش (به تعویق افتاد)
جلسه مجازی آلکنو با مربیان لیگ برتری
آغاز تعاملی سرمربی روس
تیم ملی والیبال ایران قبل از شروع لیگ ملتها، یک اردوی برونمرزی در کازان نیز خواهد داشت. تیم ملی پس از اردوی کازان، به کشور میزبان لیگ ملتها اعزام خواهد شد
ایران ورزشی - اولین فعالیت رسمی ولادیمیر آلکنو به عنوان سرمربی تیم ملی والیبال به صورت مجازی انجام شد. سرمربی نامدار روس که چند ماهی است به عنوان سرمربی والیبال انتخاب شده، بالاخره آفتابی شد و در اولین مواجهه رسمی با والیبال ایران، با مربیان لیگ برتری به صورت مجازی جلسه گذاشت. جلسهای که شواهد نشان میدهد به طور کامل تنها در ابعاد فنی برگزار شده و به طور گسترده والیبال ایران را بررسی کرده است.
نشست آنلاین تبادل افکار سرمربی تیم ملی والیبال ایران و سرمربیان لیگ برتری برگزار شد و ولادیمیر آلکنو برای افزایش سطح فنی بازیکنان والیبال ایران، پیشنهادهایی به سرمربیان داد.
نشست مجازی تبادل افکار ولادیمیر آلکنو سرمربی تیم ملی والیبال ایران و سرمربیان لیگ برتری و کادر فنی تیم ملی، در فدراسیون والیبال برگزار شد و علاوه بر آلکنو، توماس توتولو دستیار سرمربی تیم ملی والیبال کشورمان نیز در این نشست حضور داشت. در این نشست مربیان لیگ برتری به طور دستهجمعی در فدراسیون حضور داشتند و با آلکنو و دستیارش به صورت ویدئو کنفرانس گفت و گو کردند.
محمدرضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال در ابتدای این نشست حضور داشت و سپس برای شرکت در مباحث کنگره فدراسیون جهانی والیبال، محل جلسه سرمربیان با آلکنو را ترک کرد.
پیمان اکبری، فیروز تابشنژاد، محمدرضا تندروان، عظیم جزیده، آرش صادقیانی، علیرضا طلوعکیان، بهروز عطایی، رحمان محمدیراد، علی موذن و فرهاد نفرزاده، سرمربیان لیگ برتری شرکتکننده در این نشست بودند. همچنین امیر خوشخبر، جهانگیر سیدعباسی، سعید رضایی، سیامک افروزی، نوید مشجری، علی تاجالدین، کامبیر یعقوبی و مسعود آرمات نیز در این نشست حضور داشتند.
درهای باز اردوی تیم ملی
همانطور که در شماره روز گذشته نوشتیم، سرمربی تیم ملی والیبال ایران در ابتدای این نشست گفت: «دلیل برگزاری این نشست، استفاده از نقطه نظرات سرمربیان لیگ برتری در برنامههای آمادهسازی تیم ملی بزرگسالان ایران است. باید با همکاری سرمربیان ایرانی به این نتیجه برسیم که در لحظات بحرانی مسابقات، از چه راهکاری برای برتری تیم ملی والیبال ایران مقابل حریفان استفاده کنیم.»
او ادامه داد: «برای من ارتباط مستقیم با مربیان ایرانی بسیار مهم است و به همین دلیل، همه مربیان میتوانند در اردوهای تیم ملی حضور داشته باشند.»
اهمیت دریافت سالم و رساندن توپ به پاسور در منطقه مناسب زمین، یکی از موضوعات این نشست مجازی بود و آلکنو تأکید کرد که دریافت مناسب سرویسهای قدرتی و سرعتی با بیش از 120 کیلومتر سرعت، عامل مهمی برای برتری در مسابقات است و باید در این زمینه تمرینات ویژهای داشته باشیم.
در مجموع، در این نشست به این موضوع پرداخته شد که برای رقابت با تیمهای قدرتمند جهان، با توجه به تفاوتهای لیگ ایران با دیگر لیگهای جهان، در تمرینات بازیکنان باید به چه موضوعاتی توجه شود.
آلکنو به مربیانی که با والیبالیستهای رده سنی ایران کار میکنند، سفارش کرد که حتماً به آنها سرویسهای پرشی را آموزش دهند و تیمی که سرویس خوب نزند، کنترل مسابقه را از دست میدهد.
سرمربی تیم ملی والیبال ایران با تشکر از حضور مربیان لیگ برتری ایران در این نشست مجازی گفت: «از تجربیاتی که سالها به شکل عملی در والیبال به دست آوردم، در تیم ملی ایران استفاده خواهم کرد تا سطح این تیم را برای رویارویی با قدرتهای والیبال جهان افزایش دهم. دوست دارم در این مسیر با همه مربیان ایرانی ارتباط داشته باشم اما به دلیل نبود زبان مشترک، فعلاً این کار امکانپذیر نیست. تلاش میکنم راهکاری پیدا کنم که با تک تک مربیان ایرانی ارتباط خوبی برقرار کنم. بدیهی است که درهای اردوی تیم ملی والیبال روی همه سرمربیان لیگ برتری باز است.»
در ادامه این نشست، گزارشی 64 صفحهای از سوی توماس توتولو درباره بازیهای تیم ملی والیبال ایران در مسابقات قهرمانی جهان سال 2014 و 2018 و بازیهای المپیک 2016 برزیل، در فاکتورهای مختلف ارائه شد و برای هر فاکتور از مربیان ایرانی نیز نظرخواهی شد.
ضعفهای اصلی
از همین خروجیهای اندکی که از این جلسه روی سایت فدراسیون آمده، میشود به نوع نگاه و برداشت تقریباً درست آلکنو از والیبال ایران پی برد. البته که رسیدن به این ضعفهای واضح تیم ایران کار چندان دشواری نیست و تقریباً همه میدانند که یکی از نقاط ضعف اصلی تیم ایران مقوله سرویس است. سرویسهای با سرعت بالا که هم در زدنش مشکل جدی داریم و هم در دریافت آنها. مقولهای که شاید شاه کلید اصلی والیبال امروز دنیا در سطح اول خود باشد و اگر لنگ بزند، کار را در اسپک و دفاع هم دشوار خواهد کرد.
آلکنو از طرف دیگر نیمنگاهی هم به مقولههای روانی داشته. شیوه مدیریت و بازگرداندن تیم در شرایط بحرانی قطعاً سؤالی نیست که پاسخش را نداند اما بهتر از آن میداند که این سیستم برای ملیتها و فرهنگهای مختلف، راه و رسم یکسانی ندارد و به همین خاطر خواسته تا نظر مربیان داخلی را در این باره بداند.
وارد شدن از در دوستی
برگزاری این جلسه و مباحثی که مطرح شده، نشان میدهد که آلکنو برخلاف تصوری که در ذهن والیبالیها دارد، از در دوستی وارد شده و قصد دارد با تعامل سازنده و ارتباط خوب کارش را آغاز کند. در این میان شاید برخی مربیان ایرانی از ماجرای «درهای باز» در اردوهای تیم ملی خاطره خوبی نداشته و تجربه نه چندان خوشایند دوران ولاسکو را برای خودشان تداعی کنند. با این حال آلکنو فعلاً حداقل در حد کلام خواسته تا اردوها و تمرینات آمادهسازی با نظر مربیان لیگ برتری برنامهریزی شود و از آنها درباره مباحث مختلف نظرخواهی کرده است.
در مجموع باید دید این تعامل و همکاری در عمل چه روندی را در پیش خواهد گرفت و این بار مربیان ایرانی با سرمربی خارجی تیم ملی چه ارتباطی خواهند داشت.
برنامه تیم ملی در سال 1400
محمدرضا داورزنی در ابتدای نشست آنلاین تبادل افکار ولادیمیر آلکنو سرمربی تیم ملی والیبال ایران و سرمربیان لیگ برتری و اعضای کادر فنی تیم ملی گفت: «والیبال ایران سال سختی را پشت سر گذاشت اما لیگ امسال جذابیت خاص خود را دارد و مدل برگزاری لیگ متمرکز، بهترین روش در دوران بیماری کرونا است. فدراسیون جهانی هم همین روش را برگزیده و لیگ ملتهای سال 2021 که به صورت متمرکز در یک کشور برگزار خواهد شد، هر تیم 15 بازی میکند که به شکل سه روز مسابقه و سه روز استراحت خواهد بود. 15 روز هم قبل از شروع مسابقات، تیمها قرنطینه میشوند.»
رئیس فدراسیون والیبال در تشریح برنامههای آمادهسازی تیم ملی والیبال ایران نیز گفت: «لیگ برتر والیبال مردان سال 99، اواخر اسفندماه به پایان میرسد و اردوی تیم ملی از هفتم فروردین ماه سال 1400 با حضور برترین بازیکنان لیگهای داخلی آغاز خواهد شد. در ادامه لژیونرها نیز به اردو ملحق میشوند و تیم ملی والیبال ایران قبل از شروع لیگ ملتها، یک اردوی برون مرزی در کازان نیز خواهد داشت. تیم ملی پس از اردوی کازان، به کشور میزبان لیگ ملتها اعزام خواهد شد و بعد از دوران قرنطینه، به مصاف حریفان خود میرود. مرحله نهایی لیگ ملتها نیز طبق برنامه قبلی اعلام شده از سوی فدراسیون جهانی، در تورین ایتالیا برگزار خواهد شد.»
آغاز اردوی تیم ملی از 7 فروردین
آلکنو 21 فروردین در تهران
طبق اعلام مسئولان تیم ملی والیبال، اردوی تیم ملی والیبال از هفتم فروردین با حضور نفرات دعوت شده آغاز میشود. در این مرحله بازیکنان زیر نظر مربیان داخلی تمرینات خود را آغاز خواهند کرد و در این مرحله تستهای پزشکی را پشت سر خواهند گذاشت. اینطور که امیر خوشخبر اعلام کرده، آلکنو پس از پایان لیگ روسیه، روز 21 فروردین 1400 به ایران خواهد آمد و از روز 22 این ماه، اردوی تیم ملی را زیر نظر خواهد گرفت.
تیم ملی والیبال در سال آینده علاوه بر بازیهای المپیک به عنوان برنامه و هدف اصلی، لیگ ملتهای والیبال را هم در پیش خواهد داشت. رقابتهایی که اگرچه گفته شده به صورت متمرکز برگزار خواهد شد اما هنوز میزبانی برای آن مشخص نشده و معلوم نیست در چه کشوری برگزار خواهد شد.
آغاز عجیبترین اوپن استرالیا از امروز
از قرنطینه به سوی زمین تنیس
گزارش
جاناتان یوریکو
بیشتر نقاط جهان همچنان با محدودیتهای سختگیرانه ناشی از شیوع ویروس کرونا مواجه هستند اما هواداران تنیس میتوانند نفس کوتاه و راحتی بکشند و شاهد شکل بسیار متفاوتی از برگزاری اوپن استرالیا باشند.
نخستین گرنداسلم فصل از امروز طبق برنامه قبلی در ملبورن آغاز میشود با سه هفته تأخیر نسبت به روال همیشگیاش که در اواسط ژانویه بود.
به دنبال رکورد
نوواک جوکوویچ مرد شماره یک جهان و رافائل نادال، نفر پشت سر او، بیشترین شانس را برای قهرمانی دارند که دومی در صورت رسیدن بهعنوان نخست، با 21 قهرمانی رکورددار تنیس مردان میشود و بالاتر از راجر فدرر قرار میگیرد. یک تنیسور پرافتخار دیگر در قسمت زنان مبارزه میکند و میخواهد با رکورد پرافتخارترین تنیسور خانم برابر شود. سرنا ویلیامز چند بار برای رسیدن به گرنداسلم بیست و چهارم تلاش کرده و ناکام بوده. از میان تنیسورهای بریتانیا هم شاخصترین آنها اندی ماری در این مسابقات حضور ندارد و یوهانا کونتا و دن اوانز ستارههای این کشور به حساب میآیند.
محدودیتهای سختگیرانه کرونایی
تورنمنت امسال پر از جنجال است. استرالیا یکی از سختگیرانهترین محدودیتهای کرونایی را در جهان اعمال کرده تا جایی که بسیاری از مردم این کشور خواسته بودند این رقابتها برگزار نشود. ماهها کنترل شدید مرزها به استرالیا کمک کرد موارد ابتلا به کووید 19 را به کمتر از 29 هزار نفر و تعداد جانباختگان ناشی از این ویروس را به کمتر از هزار نفر برساند. نیک کرجیوس بازیکن استرالیایی میگوید میتواند حس اضطرابی را که از سفر بیش از 1200 بازیکن و کادر فنی از خارج به این کشور وجود میآید، درک کند. مرد شماره 47 جهان که بعد از حدود یک سال در یک تورنمنت دوستانه بازی کرده، گفت: «نگرانی وجود دارد اما فکر میکنم ورزش هم برای ما ضروری است. بخصوص تنیس که چنین سابقه غنی در استرالیا دارد و ما از جهاتی به آن نیاز داریم. فکر میکنم تا وقتی همه پروتکلها را رعایت میکنند، هیچ مشکلی به وجود نمیآید. ما همه باید با تمام توان برای این مسأله تلاش کنیم، این درباره جان مردم است، این بازی نیست.»
آیا رقابت عادلانه است؟
برای اینکه نخستین گرنداسلم سال برگزار شود، مقامات اوپن استرالیا مجبور بودند با سیاستگذاریهای دولت این کشور در مورد ورود بازیکنان کمال همکاری را داشته باشند. این یعنی کسانی که سفر میکردند، قبل از اینکه با پرواز چارتر به استرالیا بروند، باید آزمایششان منفی باشد. بعد از ورود هم به یک دوره قرنطینه 14 روزه میروند که در آن فقط میتوانند پنج ساعت از روز را بیرون بگذرانند اما روی 72 بازیکن سختگیریهای بیشتری اعمال شد بعد از آنکه دریافتند در سه تا از پروازهای چارتر اختصاصی برای این تورنمنت موارد مثبت ابتلا به کرونا مشاهده شده. این 72 نفر 14 روز در اتاقشان حبس شدند و اجازه نداشتند بیرون بروند و مثل رقبایشان تمرین کنند برای همین مجبور بودند به هر طریق که شده در خانه آمادگیشان را حفظ کنند.
برای اینکه بازیکنان آمادگی لازم برای حضور در این گرنداسلم را داشته باشند، ظرف چند روز گذشته شش تورنمنت به صورت همزمان در «ملبورن پارک» برگزار شد که یکی مخصوص بازیکنانی بود که با محدودیتهای سختگیرانهتری مواجه شده بودند. هفته قبل یک اختلال دیگر ایجاد شد و 160 بازیکن را قرنطینه کردند و رهاییشان به آزمایش منفی کرونا موکول شد به خاطر اینکه آزمایش کرونای یکی از نیروهای امنیتی هتل محل استقرارشان مثبت بود.
تبعیض برای ستارهها
نسبت به برخی از ستارههای حاضر در این تورنمنت از جمله نادال، جوکوویچ، ویلیامز و نائومی اوزاکا، قهرمان اوپن آمریکا، یک نارضایتی ویژه به وجود آمد و آن اینکه دوران قرنطینه آنها به جای ملبورن در آدلاید برگزار شد. آنها هم مثل بقیه روزی پنج ساعت اجازه داشتند بیرون بروند اما به گمان عدهای برای آنها شرایط خاصی در نظر گرفته شده و این باعث ایجاد بیعدالتی بین ورزشکاران شده است. ادوارد روژه واسلین، بازیکن دوبل فرانسوی، میگوید بعضی احساس میکنند آنها زمان بیشتری برای آمادهسازی و تمرین داشتهاند: «در طول 14 روز این اختلاف کوچک زمانی بین آنها و دیگران خیلی میشود.»
اما کریگ تایلی مدیر برگزاری اوپن استرالیا میگوید بازیکنان طراز اول به آدلاید فرستاده شدند تا مسئولان برگزاری مطمئن شوند از قوانین و محدودیتهایی که برای قرنطینهشدگان در ملبورن در نظر گرفته شده، تخطی نمیکنند.
بارتی، امید میزبان
امید کشور میزبان برای نخستین استرالیایی قهرمان این گرنداسلم بعد از 43 سال روی اشلی بارتی متمرکز است. این تنیسور 24 ساله اهل کویینزلند همچنان در رتبه اول زنان جهان قرار دارد با وجود اینکه تا قبل از تورنمنت این هفته در 11 ماه اخیر مسابقهای نداده بود. سه برد او را به نیمهنهایی و بازی با سرنا ویلیامز رساند که به خاطر مصدومیت شانه اسطوره آمریکایی، بارتی به فینال رسید. بارتی که در سال 2019 قهرمان اوپن استرالیا شده، میگوید: «همیشه در بازیهای اول مشکلاتی به وجود میآید اما بدون شک بازی به بازی بهتر میشوم.»
مدعیان دیگر
ویلیامز که شانس دهم قهرمانی حساب میشود، میخواهد یک بار دیگر در مرکز توجهها قرار گیرد. این تنیسور 39 ساله که بعد از اوپن استرالیای 2017 هیچ گرنداسلمی نبرده میخواهد به رکورد اسطوره استرالیایی، مارگارت کورت برسد که با 24 قهرمانی در گرنداسلمها رکورددار است.
یک آمریکایی دیگر، سوفیا کنین است که با تمام توان تلاش میکند از نخستین گرنداسلمش که سال گذشته در ملبورن به دست آورد، دفاع کند ضمن اینکه ایگا اسویاتک، لهستانی 19 ساله، آخرین قهرمان تورنمنتهای معتبر به حساب میآید بعد از آنکه در آبان کنین را در فینال اوپن استرالیا شکست داد.
اوزاکا هم فرم خوبی داشته و به بازیهایش در اوپن آمریکا شباهت دارد. مشکل مصدومیت، روند رو به رشد بیانکا آندرسیکوی کانادایی را بعد از قهرمانی اوپن آمریکا در سال 2019 مختل کرد و این بازیکن 20 ساله امیدوار است حالا که بعد از 15 ماه میخواهد بازی کند، همه را پشت سر گذاشته باشد.
نادال یا جوکوویچ
جوکوویچ، مدافع عنوان قهرمانی است و در سالهای اخیر بردنش در این تورنمنت واقعاً سخت شده. این تنیسور 33 ساله با هشتمین قهرمانی رکوردش را بهبود بخشیده، او در 10 سال اخیر تنها چهار باخت در این تورنمنت داشته. برای همین است که شانس اول قهرمانی به حساب میآید و میخواهد در جایی که برایش مثل خانه میماند، هجدهمین گرنداسلم خود را ببرد: «هر سال اینجا حس بهتری به من میدهد. در هر زمینی که بیشتر پیروز شوید، خودباوری بیشتری در بازگشت به آن خواهید داشت.»
نادال هم مدعی است هرچند تازه از مصدومیت کمر رها شده. شانس دوم قهرمانی میخواهد بالاتر از فدرر 39 ساله و دارنده شش قهرمانی اوپن استرالیا که به دلیل مصدومیت برای نخستین بار در این بازیها حضور ندارد، نفر اول فهرست پرافتخارترین مردان تنیس شود. او آبان ماه با قهرمانی در اوپن فرانسه به بیستمین قهرمانیاش در رقابتهای معتبر رسید.
دومینیک تیم، شانس سوم قهرمانی از اتریش که در فینال سال قبل مغلوب جوکوویچ شد، مدعی دیگری است. این تنیسور 27 ساله قهرمان آخرین دوره اوپن آمریکا شد. دانیل مدودف روس، استفانوس تسیتسی پاس یونانی و الکساندر زورف آلمانی هم خطرناک هستند.
اندی ماری هم که پنج بار در استرالیا نایب قهرمان شده به دلیل آزمایش مثبت کرونا نتوانست به ملبورن پرواز کند. برنده سه گرنداسلم بعد از ویمبلدون 2017 از 13 گرنداسلم تنها در چهار تا بازی کرده است.
منبع: BBC
نگاهی به آنچه درباره کاپیتان استقلال بحثبرانگیز است
درباره وریای فوتبالیست بحث کنید
سرمقاله
فرشاد کاسنژاد @Farshadcasnejad
آنچه درباره وریا غفوری و افزایش یکباره و چشمگیر رقم تمدید قراردادش مورد بحث قرار گرفته، اینروزها یکسره و از دو سوی این جدلهای رسانهای دچار اثر پذیرفتن و با برداشتهایی از شناختهشدگی وجه عمومی شخصیت او در جامعه ایران است. چه آنها که به مبلغ قرارداد وریا غفوری خرده میگیرند و میگویند چرا رقم قرارداد افزایش چند برابری داشته و چه آنها که از مبلغ قرارداد او دفاع میکنند و آن افزایش چند برابری را بدیهی میدانند، اغلب مخالفان و موافقان وجه غیرفنی وریا غفوری در جامعه هستند. درباره رقم تمدید قرارداد وریا غفوری با باشگاه استقلال اما باید فارغ از دوست داشتن یا دوست نداشتن کنشگری او - به عنوان یک شهروند شناختهشده- حرف زد. وریا غفوری شاید برای عدهای جذاب باشد که چهره منتقدی دارد یا برای عدهای جذاب نباشد و با موضعگیریهایش تضاد منافع داشته باشند و البته کسانی هم هستند که وقعی به این کارکردهای سلبریتیها نمیگذارند، نه از موضعگیریها به وجد میآیند و نه در تضاد با بدیهیات گفته شده از زبان آنها هستند اما وقتی بحث بر سر فوتبال و یک قرارداد حرفهای است، نه علاقه به وریا و نه تضاد با نگاه وریا به موضوعات جامعه ایران و نه سلبریتی دانستن و ادا و اطوار خواندن فرضی واکنشهای او، هیچکدام نباید اثری بر بررسی موضوع قرارداد یک بازیکن داشته باشد. اگرچه حتی وجوه غیرفنی شخصیت یک بازیکن گاهی میتواند در قیمت او در بازار نقل و انتقالات فوتبال تأثیرگذار باشد اما فارغ از ظرافتهای این جنس اثرگذاری، بازیکن باید بر اساس مهارتها و شخصیت ورزشیاش قیمت پیدا کند. وریا غفوری با کیفیتی که در لیگ ایران دارد، بیتردید میتواند یکی از گرانقیمتترین بازیکنان باشد. او هنوز میدرخشد، هنوز میتواند گزینهای مهم و مؤثر برای تیم ملی باشد و دعوت نشدنش توسط اسکوچیچ زیر سؤال است، همانطور که خط زدنش از فهرست تیم ملی در آستانه جام جهانی توسط کارلوس کیروش، تعجببرانگیز بود. وریا برای استقلال بیشتر از یک بازیکن باکیفیت است و به بخشی از هویت تیمی استقلال تبدیل شده و نقش او به عنوان کاپیتان برای تیم غیرقابل انکار است. او فارغ از انتقاداتش به مسائل عمومی و مورد توجه و بحث در جامعه، در کار فوتبال نیز بازیکنی است که بارها انتقاداتش از مدیریت باشگاه بیراه نبوده و اگرچه انتقاد یک بازیکن از باشگاه کاری خارج از عرف حرفهای است اما مگر ممکن است شما در فوتبال ایران و با این شیوه باشگاهداری به ستوه نیایید؟ وریا با نهیب زدن به مدیریت باشگاه شاید چیزی را به نفع باشگاه تغییر نداده اما حرف بسیاری از تماشاگران را به زبان آورده است و این خود چه بسا قدمی برای نقد اغلاط پرشمار مدیریت در باشگاهداری است، کاری که در استقلال آندرهآ استراماچونی و فرهاد مجیدی هم کردند و رفتند. کژیها را گفتند و راهی برای ادامه نیافتند. باشگاه استقلال در دوره احمد سعادتمند آسیبهای پرشماری را تجربه کرد و یکی از آنها قراردادهایی بود که فکرنشده و بدون آیندهنگری امضا میشد. همان چیزی که در هر باشگاه دیگری نیز رواج دارد و تجربه میگوید در استقلال نیز در آینده تکرار خواهد شد. وریا غفوری امضاکننده یکی از آن دست قراردادهاست، نه تنها امضاکننده یک قرارداد که پرداختش خارج از قدرت اقتصادی باشگاه به نظر میرسد.
به بهانه مشاوره امید نوروزی در فدراسیون کشتی
حکم سکوت
ایران ورزشی - «امید نوروزی به عنوان مشاور رئیس فدراسیون کشتی منصوب شد. » علیرضا دبیر با این حکم، قهرمان المپیک 2012 را کنار خود آورد تا در ادامه مسیری که داشته، بتواند از توانمندی افراد مختلف استفاده کند. البته این چیزی است که در ظاهر دیده میشود اما انتخاب امید نوروزی به عنوان مشاور حتماً دلایل دیگری دارد. طی چند ماه اخیر، شاگرد محمد بنا در المپیک لندن، نقدهای تندی علیه سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی داشت و در مواردی حتی پا را از یک نقد فراتر گذاشت اما به این صحبتها هیچ واکنشی نشان داده نشد تا اینکه حکم مشاوره صادر شد. حکمی که به نظر میرسد وسیلهای باشد برای کنترل امید نوروزی. البته رفاقت امید با حمید سوریان هم در صدور این حکم بیتأثیر نبوده اما حتماً بیشتر از اینکه استفاده از تجربیات این کشتیگیر، ملاک باشد؛ این مسأله مهم است که رئیس فدراسیون خواسته یکی از منتقدانش که خیلی بیمنطق به مسائل ورود میکند را کنار خود داشته باشد. درست مثل همان شاگرد بازیگوشی که مبصر کلاس میشد. با توجه به این موضوع، در صدور حکم ایرادی وارد نیست اما از این زوایه که چطور امید نوروزی این حکم را قبول کرده، ابهامهایی وجود دارد. امید در یکی از مصاحبههایش و در نقدی که به سرمربی سابقش داشت؛ تأکید کرد که از سوی فدراسیون به او مدیریت تیمهای ملی، سرمربیگری جوانان و حتی بزرگسالان پیشنهاد شده و حالا سؤال این است که چطور با وجود این پستها و موقعیتهای خوب، او مشاوره رئیس فدراسیون را پذیرفته است؟ آیا قبول این پست تشریفاتی غیر از این است که او از ابتدا برای حضور در فدراسیون آماده بوده اما پستی به او پیشنهاد نشده است؟ در حکم صادر شده هم عنوان نشده که دقیقاً نوروزی در چه اموری مشاور است که همین موضوع به وضوح نشان میدهد که تا چه حد این حضور نمادین است و قرار نیست امید به کشتی کمک کند. جذب چهرههای کشتی حتماً اتفاق خوبی است اما مشروط بر اینکه برای حضور این افراد برنامه مشخصی وجود داشته باشد و بتوان بیشترین استفاده را از آنها برد.
|
|
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
آدرس مطلب:
|
مجری :
شرکت نوآوران تارنماگستر